بابا جان هر عشقی که عشق نیست

هر شرابی که عارفان و شاعران به کار بردن که این شراب نیست

اگر حافظ می گوید:

گر همچو من افتاده این دام شوی

ای بس که خراب باده و جام شوی

ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم

با ما منشین وگرنه بد نام شوی

منظور اون بی چاره این بدنامی هایی که الان در این عشق ها بوجود می آید نبوده و نیست منظورش بدنامی پای منقل ؛ خانه تیمی ؛ پارتی شبانه؛ فیلم و بلوتوث ؛ مسافرت شمال و کنار دریا ؛ ویلای کرایه ای و ... نیست.

او می دانسته کسی که عاشق می شده در رفتارش, در غذایش؛ طرز فکرش در خواب و  خوراکش و حتی در سلامتیش تاثیر می گذاشته او می دانسته که عاشق واقعی را گاهی با مست و دیوانه همطراز می کنند مانند فرهاد و یا مجنون و یا رامین و... نه این عشق های خیابانی که خروس هایش هم برای جلب توجه مرغ ها ابرو بر می دارن و خودشون را لوس می کنن و گاهی جو گیر می شوند تخم هم می گذارند